نبودنت،
تلواسه اي از تبار تباهي ،
تنيده بر تارهاي تن.
دچار دايره ي درد و دربند دخمه ي دريغ !

بودنت ،
تسخير طلسم تيره گي،
تابيده بر طراوت طلوع .
باش و برهانم از بند و برسانم به بوسه ي بقا !



مهر 86

کامنت
# داغ داغه ها ! اینو می‌گن حضور به موقع و استراتژیک.
Anonymous Osmosis : 10:42 AM  

# این آخری بار چی بود اونوقت؟
Anonymous میثم یوسفی : 12:57 PM  

# salam , mesle hamishe harchand ba sabki yeknavakht ama ziba boodo giraa ,, hame dootane ghadimi daran yeki yeki par par mishan , in dige vaghean heyfe , naro ! lotfan ! turnmeon.persianblog.ir
Anonymous Anonymous : 6:46 PM  

# I held you tight to me
You slipped away
You promised to return to me
And I believed, I believed
Anonymous free thinker : 5:21 AM  

# خیلی ماه نوشتی بد جنس
Anonymous mahdieh : 5:46 PM  

# بابا خيلي بلا شدي دختر .... ببينم الان بسلامتي كجا تشريف داريد؟
Anonymous دكنر عباس پارتيزان : 10:57 PM  

# انقدر در ذوق قشنگي و هم آوايي كلمات مي ماني كه مضمون و هدف رساندن شعر به ناكجا را فراموش مي كني

نثر شعرت خوب است اگر كلمات را رام خود كني

نثر شعرت خوب است اگر
اگر كني


زياد مي خوانمت، خواستم دوستانه كپي با تو زده باشم

بدرود
Blogger مونا : 12:12 AM  

# Zero Absolou ... chouette comme Nom ... j'ai bien aimé !
Anonymous Mina : 1:34 AM  

Post a Comment