Saturday, September 12, 2009

طلوع
تمام میشود
دوران خشکسالیمان،
دیگر
خدایان هم
توان خط و نشان کشیدن ندارند.
برای
وعدههای توخالی طوبی و تهدید تکفیر هم
تمنایی نیست.
تمام میشود
این تباهی و تحقیر و تاریکی
این تابستان تلخ و تشنگی
این ترس تحریم و رنج تدریجی.
حالا
ماییم و این تنهای به هم تنیدهمان، تسلیم آزادی.
ماییم و این تب و تاب پرطراوت رهایی.
تمام میشود این عطش،
تا
با
را
ن
برسد...
شهریور 88
کامنت
# پنبه تمامی بنیانهای ایدئولوژیک حکومت رو زدی که! «تسلیم آزادی» پارادوکسِ زیباییه
آنام : 1:16 PM
# امیدوارم خودمون قبل از تمام شدن این عطش تمام نشویم ...
vivavida : 2:04 PM
# عالی مثل همیشه :* قالب نو هم مبارک
: 3:53 PM
# مه يا
جالب بود خيلي همين الان كه اين صفحه شما باز شد خانم اينجا آهنگ بزن باران پخش مي شه و من گفتم اااااااااااااا (يعني جيغ)
آره اين تابستون هيچ وقت پاك نميشه از ذهنم!تابستون لا مذهب بي مصب بد
خوبيش اينه تو خيابونا روي ديوارا پر از سبز و سياهايي شده كه هي روشو مي پوشن و دوباره اونا از اون زير رشد مي كنن و باز اون ديوارا سبز ميشن
اينا
نويده : 4:04 PM
# ببار اي بارون ببار، با دلم گريه كن خون ببار.
خيلي عالي بود. خدايان هم توان خط و نشان كشيدن ندارند.
آپم رفيق
حسام : 10:52 PM
# درود.بناگاه این خانه حرفهای نگفته رو پیدا کردم.هر چه بیشتر مطالبت رو میخونم بیشتر لذت می برم.فقط این رو بدون که تو بسیار از جلسات دوستانه ما مطالبت خونده میشه وهمه غرق سکوت می شن
Unknown : 11:55 AM
# لذت خوندن مطالبت وصف نشدنیه.ودر مجالس هم نوایی ما معجزه کلام رو به رخ میکشه
محمد : 12:02 PM
# مرسي، قشنگ بود
pooyan : 2:29 PM
# سلام محیا
مهدیه لطیفی : 3:11 PM
# اینجا هم که خاک مرده... بنویس محیا.
میثم یوسفی : 6:17 PM
# سلام وبلاگتون رو از طريق يه دوست پيدا كردم.ميخواستم بدونم شما پوستر تئاتر ميبوسمت واشك رو نداريد اگه داريد ممنون ميشم در اختيار من هم قرار بديد.
mehdipakdel.blogveb.com
: 11:35 AM
# ...تاباران برسد عطشی نو باید
Gorkiy : 4:04 PM
# سلام محیا
من شعر هاتو دوس دارم
دوست من میشی ؟
ansherli : 12:21 PM
# من از این هم می ترسم که سیل بیاد....اونوقت چاره چیه!؟
UnSpoken Dream : 12:54 AM
Post a Comment
# پنبه تمامی بنیانهای ایدئولوژیک حکومت رو زدی که! «تسلیم آزادی» پارادوکسِ زیباییه
آنام : 1:16 PM
# امیدوارم خودمون قبل از تمام شدن این عطش تمام نشویم ...
vivavida : 2:04 PM
# عالی مثل همیشه :* قالب نو هم مبارک
: 3:53 PM
# مه يا
جالب بود خيلي همين الان كه اين صفحه شما باز شد خانم اينجا آهنگ بزن باران پخش مي شه و من گفتم اااااااااااااا (يعني جيغ)
آره اين تابستون هيچ وقت پاك نميشه از ذهنم!تابستون لا مذهب بي مصب بد
خوبيش اينه تو خيابونا روي ديوارا پر از سبز و سياهايي شده كه هي روشو مي پوشن و دوباره اونا از اون زير رشد مي كنن و باز اون ديوارا سبز ميشن
اينا
نويده : 4:04 PM
# ببار اي بارون ببار، با دلم گريه كن خون ببار.
خيلي عالي بود. خدايان هم توان خط و نشان كشيدن ندارند.
آپم رفيق
حسام : 10:52 PM
# درود.بناگاه این خانه حرفهای نگفته رو پیدا کردم.هر چه بیشتر مطالبت رو میخونم بیشتر لذت می برم.فقط این رو بدون که تو بسیار از جلسات دوستانه ما مطالبت خونده میشه وهمه غرق سکوت می شن
Unknown : 11:55 AM
# لذت خوندن مطالبت وصف نشدنیه.ودر مجالس هم نوایی ما معجزه کلام رو به رخ میکشه
محمد : 12:02 PM
# مرسي، قشنگ بود
pooyan : 2:29 PM
# سلام محیا
مهدیه لطیفی : 3:11 PM
# اینجا هم که خاک مرده... بنویس محیا.
میثم یوسفی : 6:17 PM
# سلام وبلاگتون رو از طريق يه دوست پيدا كردم.ميخواستم بدونم شما پوستر تئاتر ميبوسمت واشك رو نداريد اگه داريد ممنون ميشم در اختيار من هم قرار بديد.
mehdipakdel.blogveb.com
: 11:35 AM
# ...تاباران برسد عطشی نو باید
Gorkiy : 4:04 PM
# سلام محیا
من شعر هاتو دوس دارم
دوست من میشی ؟
ansherli : 12:21 PM
# من از این هم می ترسم که سیل بیاد....اونوقت چاره چیه!؟
UnSpoken Dream : 12:54 AM
Post a Comment